الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

85

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كُنْتُمْ صادِقِينَ : گفته‌اند : ساعت ، نام زمانى است كه انسان دچار صاعقه مىشود و نام زمانى است كه انسان زنده مىشود . يعنى به اين كافران بگو : اگر همانطورى كه عاد و ثمود در دنيا گرفتار عذاب شدند ، شما هم دچار عذاب شويد ، يا اينكه ساعتى كه به شما وعده شده است كه ميميريد و زنده ميشويد ، فرا برسد ، آيا باز هم دست بدامن بتها مىشويد و آنها را ميخوانيد كه بفرياد شما برسند و شما را نجات دهند ؟ البته اگر راست مىگوييد كه آنها خدا هستند ، چاره‌اى نداريد جز اينكه آنها را بكمك بخوانيد . اين دليل ، براى آنها قابل رد نيست ، زيرا ترديدى نيست كه آنها در چنين موقعى ناچارند خدا را بخوانند نه بتها را . بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ : نه . شما در چنين حالتى بتها را نميخوانيد ، بلكه خدا را ميخوانيد . بدينترتيب ، خداوند به آنها اعلام مىكند كه هر گاه در صحرا و دريا و كوهسار گرفتار سختى شوند ، بدرگاه خدا استغاثه مىكنند و به او روى آور ميشوند . فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ : اگر خدا بخواهد آن سختى را از شما دور و شما را راحت مىكنند و شما بتها را فراموش مىكنيد و از دعاى آنها خوددارى مىكنيد ، زيرا آنها نفع و ضررى ندارند . اين معنى از ابن عباس و عايد موصول محذوف است . زجاج گويد : يعنى شما طورى از خواندن بتها خوددارى ميكنيد كه گويى آنها را فراموش كرده‌ايد . زيرا از كمك آنها مايوس شده‌ايد . ممكن است « ما » مصدريه باشد . يعنى شرك خود را فراموش مىكنيد .